آتش بگیرم ..آه..یا خاموش بنشینم
اینروزهایی را که غمگینی و غمگینم
غیر از نگاهی از سر افسوس حرفی نیست
وقتی که از اندوه سنگینی و سنگینم
جز گریه کردن بر مزار جویبارانت
از من چه کاری بر میاید خاک دیرینم!
من زنده میخواهم تمام رودهایت را
این آرزوها میدهد یک ذره تسکینم
دارم دعایت می کنم هر صبح و ظهر و شب
پرپر زنان در انتظار مرغ آمینم
از دشت آغوشت سفر کردن چه بی معناست
ای روم و یونان، مصر و هندم، چین و ماچینم!
حتی اگر جایی هوای بهتری باشد
از آسمانت دل نخواهد کند شاهینم
بر کوههایت لالهای پر حرف خواهم شد...
یک روز مرگی سرخ میآید به بالینم...
#اعظم_سعادتمند
پن:مرا با چراغها پیوند خوشایندی است
روشن بمان آبادی من..