تقدیم به بانویی که وقت و بی‌وقت پناهگاه خستگیها و دلتنگیهای ماست

ای صدای قدمت مژده‌ی باران بهشت!

شد نمک‌زار قم از آمدنت خوان بهشت

ما به یمن قدمت خوانده و ناخوانده شدیم

یک‌به‌یک،لایق و نا‌لایق،مهمان بهشت

از همان روز که خاکت گل و گلدسته نداشت

کوچ کردند به این ناحیه مرغان بهشت

می‌رود سمت خیابان ارم آه اگر

دلِ آدم بشود تنگِ خیابان بهشت

کودک و پیر و جوان در حرمت حس کرده‌است

بازگشته‌است به امنیت دامان بهشت

تو به هر پنجره لبخند رضایت بزنی

می‌شود باز نگاهش به خراسان بهشت

*

شعر گفته است در اوصاف تو ای آینه‌جان!

این غباری که نشسته‌است بر ایوان بهشت 

اعظم سعادتمند

+ تاريخ ۱۳۹۸/۰۴/۱۶ساعت نويسنده اعظم سعادتمند |

 

صد و پنجاه شهید
صد و پنجاه گل سرخ
با اعداد نمی‌توان بیان کرد
.
.

نیمی پرستو، نیم خاکستر..گل سرخ
برگشته ای از دشتها پرپر گل سرخ!
پیچیده ای در بادها ای روح پرچم
ای از تمام باغ خوش‌بوتر گل سرخ
آرامشم را با تو می‌گیرم در آغوش
آبی‌تری از هر چه نیلوفر گل سرخ!
خوابیده‌ای بی‌آنکه لالایی بخوانم
بگذار سر بر دامن مادر گل سرخ!
آماده بودم صبح تا شب، سی‌چهل سال
با شوق اینکه می‌رسی از در گل سرخ!
می‌بوسمت در باد تا باقی بماند
عطری از این دیدارِ سرتاسر گل سرخ
ما را بگیر این روزها هم در پناهت
ای اولین ای آخرین سنگر گل سرخ!
#اعظم_سعادتمند

+ تاريخ ۱۳۹۸/۰۴/۰۶ساعت نويسنده اعظم سعادتمند |