السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النُّورُ السَّاطِعُ

نامش محمد بود رخسارش محمد بود
لحن نبوت‌وار گفتارش محمد بود
وقتی سخن می‌گفت می‌رویید خورشیدی
در هر کلام گرم پربارش محمد بود
وقتی قدم می‌زد میان کوچه‌های شهر
حتی نسیم نرم دستارش محمد بود
در خشت خشتش ذکری از باری تعالی داشت
محراب مسجد بود و معمارش محمد بود
در ایستادن کوه بود و در نشستن کوه
سرتاسر رفتار و کردارش محمد بود
آن چشم نور و نار و ظلمت را شکافنده
آن چشم...با اندوه بسیارش محمد بود
زیبایی‌اش زیبایی‌اش زیبایی‌اش می‌گفت
تنها نه جدش،یار و دلدارش محمد بود

جابر تو می‌دانی کسی که مفتخر گشتی
یک دفعه‌ی دیگر به دیدارش محمد بود
#اعظم_سعادتمند

 

+ تاريخ ۱۳۹۹/۰۵/۰۷ساعت نويسنده اعظم سعادتمند |